تبليغاتX
اقتصاد به زبان ساده

بالاخره ماراتن انتخابات 2008 آمریکا هم به پایان رسید و همان طور که پیش­بینی میشد، اوباما با قاطعیت به پیروزی دست یافت و بالاخره نوار پیروزی­های مکرر «نئومحافظه کاران» حزب جمهوریخواه را با قاطعیت قطع کرد. علیرغم آنکه نتیجه بدست آمده در این انتخابات،به لحاظ سیاسی و اجتماعی تبعات گسترده­ای را به دنبال خواهد داشت، اما دستکم میتوان گفت که در کوتاه­مدت، مهمترین تاثیرات پیروزی اوباما، در حوزه­های اقتصادی به وقوع خواهند پیوست. برای مثال در زمینه قیمت­های جهانی انرژی، اکنون دیگر قاطعانه می­توان گفت که نه تنها دوران قیمت­های سه رقمی نفت کاملا به پایان رسیده، بلکه بنا به نظر اغلب تحلیلگران، ظرف کمتر از هفت ماه آینده، شاهد قیمت­های زیر 50 دلاری هم خواهیم بود. به این ترتیب ماه عسل نسبتا طولانی کمپانی­های غول­پیکر نفتی، عاقبت به پایان می­رسد و اکنون این کمپانی­ها (که از قضا اغلبشان هم آمریکایی هستند) باید خود را برای روزهای سختی که در پیش خواهند داشت آماده کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 10:26 بعد از ظهر | لینک  | 

در یكی از نمایشگاههای كامپیوتری كه اخیرا برگزار شده بود بیل گیتس موسس مایكروسافت و ثروتمندترین مرد جهان، صنعت كامپیوتر را با صنعت اتومبیل مقایسه و ادعا كرد:

اگر تكنولوژی جنرال موتورز با سرعتی مانند سرعت پیشرفت تكنولوژی كامپیوتر پیشرفت كرده بود امروز همه ما ماشین‌هایی سوار می‌شدیم كه قیمتشان 25 دلار و مصرف بنزینشان 4 لیتر در هر 1000 مایل بود!

جنرال موتورز هم در جواب بیل گیتس اعلام كرد:

اگر جنرال موتورز هم مانند مایكروسافت پیشرفت كرده بود این روزها ما ماشین‌هایی با این مشخصات سوار می‌شدیم:

1- كیسه هوا(airbag)  قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما می‌پرسید:

 Are you sure?!

2- بدون هیچ دلیلی ماشین شما در روز دو بار تصادف می‌كرد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 9:42 بعد از ظهر | لینک  | 

با توجه به ارایه كلیات طرح موسوم به "تحول اقتصادی" از جانب ریاست محترم جمهور، اشاره به برخي نكات در مورد كلیات مطرح شده را خالي از فايده نميبينم. بديهيست كه با توجه به ابهامات گسترده موجود در طرح مذكور، نكات زير قابليت بالقوه زيادي را براي تكميل بيشتر دارا هستند كه ان شاء... با ارائه جزئيات بيشتري از طرح مذكور، قابليت طرح آنها ايجاد خواهد شد:   

 

الف) مهم­ترین جزء در بین اجزای هفتگانه طرح مذكور، «اصلاح نظام پرداخت یارانه­ها» و در واقع «نقدی كردن پرداخت یارانه­ها» می­باشد. اجزای دیگر این طرح هم كمابیش به منزله تكمیل "اصلاح نظام پرداخت یارانه­ها" محسوب می­گردند. مثلا طرح اصلاح مالیات­ها در اصل اشاره به این دارد كه پس از نقدی شدن یارانه­ها، باید درآمدهای مالیاتی دولت نیز به نحوی اصلاح گردد كه دولت هم بتواند به تدریج با تكیه كمتری به درآمدهای نفتی خود را اداره كند. طرح اصلاح پولی هم به طور اجمالی بیانگر آنست كه پس از آزادسازی قیمت كالاهای مشمول یارانه، در اولین سال تورمی در حدود 53 تا 65 درصد را در اقتصاد كشور شاهد خواهیم بود و پس از وقوع این تورم و كاهش ارزش پول ملی می­توان مانند تركیه دو یا سه صفر را از پول ملی حذف نمود. طرح اصلاح ارزش پول ملی هم اشاره به این دارد كه پس از نقدی شدن یارانه­ها، مقدار زیادی ارز به بازار تزریق می­گردد و برای برقراری مجدد تعادل در بازار ارز، باید نرخ ارز مثلا تا حدود 600 تومان پایین بیاید. در مورد طرح اصلاح گمركی هم می­توان این طور گفت كه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد قیمت برخی كالاها، باید امكان انجام آسان­تر واردات كالا ایجاد گردد تا دستكم قیمت كالاهای قابل تجارت (Tradable)، نتواند جهش زیادی داشته باشد و نتواند از قیمت­های جهانی بالاتر رود.

 

ب) یكی از نكات قابل تامل در كلیات طرح مذكور آنست كه حتی در شرایط فعلی هم هزینه­های تولیدكنندگان ایرانی بنابه دلایل متعددی از جمله شكل پرایراد فعلی قانون كار، بسیار بالاست و بالتبع  با حذف یارانه­های پرداختی به بخش تولید، قیمت تمام شده تولیدكنندگان ایرانی به شدت بالاتر خواهد رفت. در این شرایط  قاعدتا باید قیمت ارز بالاتر رود  تا قیمت­های كالاهای خارجی رقیب هم افزایش یابند و قدرت رقابت تولیدكندگان ایرانی چه در بازار داخلی و چه در بازارهای خارجی حفظ گردد؛ اما در این طرح به جای افزایش نرخ ارز، كاهش نرخ ارز پیش­بینی شده است! در واقع تولیدكننده ایرانی از یك طرف (به خاطر حذف یارانه­ها) با افزایش قیمت تمام­شده خود روبه­روست و از طرف دیگر هم با كاهش قیمت محصول رقبای خارجی خود (به خاطر كاهش نرخ ارز) مواجه می­باشد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 11:7 بعد از ظهر | لینک  | 

لطفا اول به این جملات به نقل از آقای میردامادی توجه کنین:

 

" ... ما در اين انتخابات تمام تلاش‌مان حفظ ائتلاف اصلاح‌طلبان با محوريت آقاي خاتمي بود که گمان مي‌کنيم بزرگ‌ترين دستاورد ما هم همين امر بود. اگرچه با توجه به همه محدوديت‌ها و تنگ‌نظري‌ها و رد صلاحيت‌ها نتايج کسب شده در حوزه‌هايي که ائتلاف اصلاح‌طلبان در آن‌ها کانديدا داشت، نتايج قابل قبولي است و در شرايط انتخابات آزاد و عادلانه با تعميم اين نتايج به سراسر کشور مي‌توان مدعي بود که اصلاح‌طلبان به طور قطع اکثريت مطلق مجلس هشتم را در اختيار مي‌گرفتند.. ."

 

 با خوندن این جملات به این نتیجه میرسیم که آقای میردامادی معتقدند انتخابات در ایران حزبی برگزار میشه یعنی مردم ما ( مثل مردم آمریکا ! ) حرفهای احزاب مختلف ( مثلا حزب مشارکت و حزب اصولگرایان) رو گوش میدن و بعد از مقایسه کردن اون حرفها و در نظر گرفتن مزایا و معایب هر کدوم تصمیم میگیرن و یکی از حزبها رو انتخاب میکنن. شاید عقیده ایشون در مورد شهرهای بزرگ درست باشه ولی بعد از تجربه شخصی که در یکی از استانهای شمالی داشتم به نظرم این عقیده مثل یه لطیفه خیلی خنده داره. شاید این عقیده از این ناشی میشه که ایشون فکر میکنن حوزه های انتخاباتی یعنی فقط تهران و اصفهان و شیراز.

واقعیت اینه که بخش اعظمی از مشارکت کنندگان در انتخابات رو مردم ساکن شهرهای کوچک و روستاها تشکیل میدن. برای مثال در همین حوزه ای که من برای کمک به یکی از آشنایان رفته بودم ( البته به طور کاملا اتفاقی) درصد مشارکت مردم عدد باور نکردنی 83 درصد بود. پس اگه بعد از هر انتخاباتی دیدین که درصد شرکت ملی با صندوق های خالی که در تهران و دیگر شهرهای بزرگ نظاره کردین مطابقت نداره، تعجب نکنین یا بحث تقلب رو سریع پیش نکشین چون همانطور که گفتم مشارکت کنندگان اصلی ( یا حماسه آفرینان به قول صدا و سیما ) خارج از شهرهای بزرگ قرار دارن.

البته حرفهایی كه خواهم گفت، بر اساس مشاهدات من در یکی از حوزه های يكي از استانهای شمالیه ولی چون بافت جمعیتی خیلی از حوزه های دیگه کشور هم شبیه بافت جمعیتی این حوزه است، میشه با صحت قابل قبولی تعمیمش داد.

 حالا ببینیم مکانیزم انتخابات و نیز علت مشارکت بالای مردم در این مناطق چیه :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسنده مهمان در ساعت 10:7 بعد از ظهر | لینک  | 

هنوز ۴۸ ساعت از نوشتن پست قبلی نگذشته بود، که ناگهان ورق برگشت و با اقبال گسترده ابرنماینده ها (Super deligates) به سمت اوباما، برای اولین بار در طول تاریخ، یكی از دو حزب مهم ایالات متحده، یك آفریقایی­تبار را به عنوان كاندیدای رسمی خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی كرد . انگار Super deligate ها پست قبلي من را خوانده بودند و نخواستند بيش از اين آب به آسياب مك­كين (كانديداي جمهوريخواهان) بريزند!

 

         

 

طرفه آنکه در جنگ داخلی آمریکا در اواسط قرن ۱۹، حزب دموکرات مخالف الغای برده داری بود و حاضر شد به خاطر دفاع از استمرار برده داری درگیر یک جنگ خونین چهارساله شود. حتی بعد از شکست در جنگ مذکور هم حزب دموکرات برای حدود نیم قرن و تا آغاز قرن بیستم همچنان به مخالفتش با الغای برده داری ادامه داد. برای اطلاعات بیشتر میتوانید اینجا و اینجا (به زبان فارسی) و این مطلب و این مطلب را (به انگلیسی) ببینید.

نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 12:40 بعد از ظهر | لینک  | 

بالاخره کلینتون­ها (بیل و هیلاری) زهرشان را ریختند و از یکسو با اعمال مجدد آرای دو ایالت فلوریدا و میشیگان، و از سوی دیگر با استفاده ابزاری گسترده از مذهب در انتخابات درون حزبی ایالت "پورتوریکو"، مانع از معرفی اوباما به عنوان کاندیدای نهایی حزب دموکرات شدند. بنابراین تعیین کاندیدای نهایی دموکرات ها دستکم تا دو ماه دیگر به تعویق افتاد. به این ترتیب اوباما هم در جمع آوری کمک های مالی و هم در سازماندهی ستادهای انتخاباتی اش به شدت دچار مشکل خواهد شد و در نتیجه شانس جمهوریخواهان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آبان ماه باز هم بالاتر خواهد رفت. رفتار هیلاری و همسرش دقیقا مصداق این ضرب المثل فارسی بود که :«دیگی که برای من نمیجوشد همان بهتر که اساسا نجوشد!» در واقع کلینتون ها وقتی که دریافتند شانس انتخاب "هیلاری" بسیار ناچیز است، ترجیح دادند تمام تلاش خود را برای تضعیف هرچه بیشتر "اوباما" به کار گیرند . . .

پی­نوشت­ :

۱) از چند روز قبل خودم را آماده کرده بودم تا امروز (با انصراف قابل انتظار "هیلاری و معرفی رسمی"اوباما" به عنوان کاندیدای نهایی دموکرات­ها)، پستی را به همین مناسبت بنویسم. دوتا پست آماده کرده بودم : اولین پست به ارتباط بین رای آوردن اوباما و سقوط قیمت­های جهانی سوخت و ارتباط این سقوط قیمت­ها با اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران می­پرداخت (قبلا هم در اين پست اجمالا به این مساله اشاره کرده بودم). پست دوم هم به تاریخی بودن این اتفاق یعنی انتخاب یک سیاه­پوست به عنوان یکی از دو کاندیدای اصلی انتخابت ریاست جمهوری آمریکا مربوط میشد. در آغاز پست دوم یک عکس مربوط به اوایل دهه 60 میلادی بود که ممنوعیت آب خوردن سیاه­پوستان را از آب­سردکن های عمومی نشان می­داد. بالای آب­سردکن نوشته بود "فقط مخصوص استفاده سفیدپوستان" و در فاصله یکی دومتری هم یک شیر معمولی آب بود که بالایش نوشته شده بود : "مخصوص رنگين­­پوستان"  . . .

اما افسوس كه هر دو پست سوخت شدند :((

۲) یک ستون جدید هم برای نوشته های خودمانی تر به این وبلاگ اضافه شد. در واقع این پست های خودمانی تر در یک وبلاگ دیگر ثبت میشوند، اما در ستونی که در سمت جنوب غربی همین وبلاگ باز شده هم نمایش داده میشوند. از دوست ارجمندی که هم ایده راه اندازی این ستون را مطرح کرد و هم زحمت طراحی آن را بر عهده گرفت، صمیمانه سپاسگزارم.

نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 9:29 بعد از ظهر | لینک  | 

بالاخره بعد از چند سال تعطيلي، اولين شماره سري جديد هفته­نامه «گل­آقا»، شنبه هفته قبل(28ارديبهشت) در كيوسك­هاي روزنامه­فروشي رويت شد. بعد از چندسالي كه شنيدن نام «گل­آقا» هميشه حس نوستالژيكي را در من ايجاد مي­كرد، حالا شنيدن خبر چاپ دوباره آن باعث شد كه من هم جوگير شوم و پستي به سبك گل­آقا بنويسم؛ البته به خيال خودم!

اين پست سه قسمت دارد و هر قسمت آن را به تقليد از يكي از بخش­هاي گل­آقاي سنتي(Traditional)! نوشته­ام:

 

۱) شوخی با شعار شعرگونه گل­آقا:

 

يك زبان دارم، دوتا دندان لق        مي­زنم تا مي­توانم حرف حق . . .

 

    اينم يه كوچولو كه ادعا مي­كنه خيلي عشق گل­آقاداره!

 

 

           

 

ب) [مثلا] طنز سياسي :

 

بیش از 1/84 درصد ازكساني كه در یک نظر سنجی خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) در اواخر بهمن 86 شرکت کرده­اند، اظهار داشته اند كه "اعتقاد و التزام به ولايت فقيه" را از جمله مهمترين ويژگي‌هاي لازم برای يك نماينده مجلس آينده ‌مي دانند. . . جامعه آماری این نظرسنجی از میان افراد واجد شرایط رای دادن در شهرهای تهران ،مشهد، شيراز،اصفهان، اهواز، تبريز، ساري، كرمان وكرمانشاه انتخاب شده است.

                    به نقل ازخبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا)، روزنامه رسالت و امثالهم!

 

ما هم تصمیم گرفتیم که درباره نتایج نظرسنجی فوق، یک نظرسنجی در بین تعدادی از دانشجویان انجام دهیم؛ که نظرات بعضی از اون­ها به شرح زیر بود:

 

یک دانشجوی چپگرا: نتیجه این نظرسنجی، منو یاد این حرف از مرحوم استالین می­اندازه که یه وقتی گفته بود: «بعضی­ها برای پیش­بینی نتایج انتخابات، در بین "رای­دهندگان" نظرسنجی می­کنند؛ این کار کاملا اشتباه است؛ برای پیش­بینی نتایج هر انتخاباتی، باید در میان "شمارندگان آرا" نظرسنجی شود!» من فکر می­کنم که نتیجه 1/84 درصدی نظرسنجی "ایرنا" کاملا درست بوده، اما "ایرنا" برای پیش­بینی بهتر نتایج انتخابات، نظرسنجی­ خودش رو ظاهرا در بین افرادی انجام داده که قراربوده رای­­های انتخابات مجلس رو بشمارند!

 

یک رتبه تک رقمی کنکور: از نتایج آماری نظرسنجی فوق، یک نتیجه قاطع میشه گرفت؛ این­که حدودا 9/15 درصد از ساکنان شهرهای تهران و مشهد و اصفهان و شیراز و  . . . ، جگر شیر دارند!

 

یک دانشجوی بسیجی: «دیدید»؟! دیدید که مردم نه تورم و نه بیکاری و نه . . . را به اندازه "اعتقاد به ولایت فقیه" در رای دادنشان تاثیر نمی­دهند؟! اون 1/15 درصد هم مطمئن باشین افرادی هستن که اساسا هیچوقت در انتخابات ها رای نمیدن. 

 

و بالاخره الف.میم : 1/84 درصد از رای دهندگان شهر تهران تقریبا میشه 3/5 میلیون نفر(البته بنابر آمارهای وزارت کشور و شورای نگهبان). اگه اشتباه نکنم در انتخابات ریاست جمهوری نهم(سال 84)،شورای شهر سوم(سال85)، مرحله اول مجلس هشتم(86)، و مرحله دوم مجلس هشتم(87) ، تعداد آرای غیر باطله به ترتیب 7/2، 7/0، 6/1، و 6/0میلیون نفر بوده که مجموعش میشه 6/5 میلیون نفر. تفسیرش دیگه با خود شما (آخه من جزء اون 9/15 درصدی که جگر شیر دارند نیستم!)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 8:59 بعد از ظهر | لینک  | 

چند روز پیش، داشتم به یکی از دوستان می­گفتم که با تحلیل­های من، اگر «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا شود، سقوط شدید قیمت نفت را خواهیم داشت. اما دوست اندیشمندم، قاطعانه با تحلیل های من مخالفت بود و برای مخالفت خود، دلایل جالب و بعضا بامزه­ای هم ارائه می­ کرد؛ دلایلی که سطح عقلانیتشان چندان فراتر از تحلیل­های «کارشناسان اقتصادی صدا و سیما» نبود! یکی از استدلال­های او هم این بود:

« در گذشته، دولت­های غربی همواره حامی قاطع هرچه پایین­تر آمدن قیمت نفت بودند. اما در این چند سال اخیر که قیمت نفت دچار افزایش شدید شده، دولت­های مذکور دیده­اندکه با افزایش قابل­توجه درآمد ناشی از "مالیات بر سوخت(اعم از بنزين و گازوييل و نظاير آن)"، درآمدهای مالیاتی­شان خیلی خیلی بالاتر رفته و لذا دولت­­های غربی هم تدریجا طرفدار افزایش قیمت نفت شده­اند. بنابراین کشورهای غربی دیگر به این سادگی­ها با کاهش قیمت نفت موافقت نخواهند نمود!»

من به عنوان یک دانشجوی بسیار آماتور اقتصاد، در مورد استدلال فوق چند نکته زیر به ذهنم می­رسد (درصورت ضیغ وقت، میتوانید فقط مورد «د» را بخوانید):


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 4:6 بعد از ظهر | لینک  | 

نمردیم و مقلد هم پیدا کردیم؛ البته مقلدي كه اجتهاد ما را فقط در حد تجزي قبول دارد! چند وقت پیش، یکی از دوستان (که اتفاقا از خانواده اي بسيار مذهبي هم هست)، تلفن زد و به من گفت قصد دارد با یک نفر که کارش «واردات مبلمان» است، شریک شود. اما در این مورد سوالی برایش پیش آمده بود که می­خواست آن را با من مطرح کند. سوال دوستم این بود : حکم شرعی سودی که از بابت سرمایه­گذاری در «واردات مبل» بدست می­آورد چیست؟!

یکوقت خیال نکنید که این دوستم از آن خشکه مقدس­های بیسواد بود ها! اتفاقا برعکس، او هم به حد کافی روشنفکر است و هم دانشجوی ارشد مدیریت MBA، اما تحت تاثیر جو حاکم بر جامعه این سوال به ذهنش رسیده بود. در واقع پیش­فرض او این بود که با واردات مبل، باعث می­شود که حجم کل واردات کشور ولو به اندازه سر سوزنی بالا برود. به این ترتیب تعدادی شغل(ولو به تعداد بسیار ناچیز) از ایران به خارج از کشور منتقل میشود. از طرف دیگر واضح و مبرهن است که ما ایرانیان، تنها مردمی در جهان هستیم که ایمان واقعی داریم و برعکس، مردم دیگر کشورها، اغلبشان مورد غضب پروردگارند و آتش جاودانه دوزخ برایشان لحظه­شماری می­کند! بنابراین طبیعیست که کمک به انتقال تعدادی شغل از جامعه مومنین به جامعه کفار، از حیث شرعی شبهه­ناک باشد! در نتیجه دوستم به من تلفن زده بود تا به عنوان یک دانشجوی اقتصاد در این زمینه نظر بدهم . . .    

 

من با دوستم درباره درست یا غلط بودن این پیش­فرض­ها هیچ صحبتی نکردم. هیچ حرفی هم درباره حلال، حرام، مکروه یا . . . بودن «سرمایه­گذاری در واردات مبل» نزدم. اما از دیدگاه علم اقتصاد، توضیحاتی را برایش گفتم که در نهایت ظاهرا توانستم مساله را تا حدی برایش حلاجی کنم. بعد هم تصمیم گرفتم بخشی از آن توضیحات را در اینجا بنویسم؛ شاید برای شما هم جالب باشد :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 0:39 قبل از ظهر | لینک  | 

درآمد  (بی ارتباط به ادامه مطلب) :

 

با توجه به شکست سنگین اصلاح­طلبان ( آن هم با نتیجه 11 بر صفر!) ، و با توجه به انتخاباتی بودن پست قبلی من، شاید انتظار این بود که این پست هم درباره انتخابات باشد. اما برای اینکه  اگر چیزی درباره انتخابات اخیر مینویسم، کمتر احساساتی، و بیشتر عقلانی باشد، لذا تصمیم گرفتم که دستکم تا دو هفته ای درباره این انتخابات کذا هیچ چیزی ننویسم. اما نکته جالب آنکه یکی از دوستان ارجمند و فرهیخته ام (که از حامیان پر و پا قرص تحریم انتخابات هم هست)، حدود ساعت 10 صبح شنبه، به من sms زد و با لحنی کنایه ­آمیز، «پیروزی مومنین» (به پست قبلی مراجعه شود) را به من تبریک گفت! بد نیست یادآوری کنم که در پست قبلی، من گفته بودم که با وجود همه انتقادهایم به سیستم انتخاباتی فعلی، در انتخابات دور دوم مجلس رای می­دهم؛ حالا هم بعد از مشخص شدن شکست سنگین اصلاح­طلبان، ایشان داشت با لحنی طعنه­آمیز به من می­گفت که دیدید هم در انتخابات شرکت کردید و هم باختید و هم . . .

 

به هر حال فعلا که علی­الحساب ما با ید از جانب هر دو گروه گوشه و کنایه بشنویم؛ آن هم دو گروهی که احتمالا هیچ نقطه­نظر مشترکی بجز همین یک مورد (یعنی گوشه کنایه به من و امثال من ) ندارند! اما به هرحال همان­طوری که گفتم، ترجیح میدهم که اگر هم پستی در این زمینه می­نویسم، حتی­المقدور از احساسات به دور باشد و لذا باید فعلا مدتی صبرکنم تا فضای حاصله از انتخابات جمعه، قدری آرام شود و بعد احیانا مطلبی در این باره بنویسم.

 

با این تفاسیر، عجالتا مابقی این پست به مطلبی کاملا شخصی است که به 2 درس از درس­های من در این ترم  و ترم قبل می­پردازد؛ یکی «اقتصاد کلان» دکتر نیلی،  و یکی هم «اقتصادسنجی» دکتر هاشمی. البته قبول دارم که احتمالا این مطلب صرفا ممکن است برای برخی از همکلاسی هایم ، و یا احیانا برخی افرادی که میخواهند امسال در کنکور ارشد، اقتصاد شریف را انتخاب کنند، جالب باشد و لا غیر . . .

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم هاشم خانی در ساعت 2:27 بعد از ظهر | لینک  |