بالاخره ماراتن انتخابات 2008 آمریکا هم به پایان رسید و همان طور که پیشبینی میشد، اوباما با قاطعیت به پیروزی دست یافت و بالاخره نوار پیروزیهای مکرر «نئومحافظه کاران» حزب جمهوریخواه را با قاطعیت قطع کرد. علیرغم آنکه نتیجه بدست آمده در این انتخابات،به لحاظ سیاسی و اجتماعی تبعات گستردهای را به دنبال خواهد داشت، اما دستکم میتوان گفت که در کوتاهمدت، مهمترین تاثیرات پیروزی اوباما، در حوزههای اقتصادی به وقوع خواهند پیوست. برای مثال در زمینه قیمتهای جهانی انرژی، اکنون دیگر قاطعانه میتوان گفت که نه تنها دوران قیمتهای سه رقمی نفت کاملا به پایان رسیده، بلکه بنا به نظر اغلب تحلیلگران، ظرف کمتر از هفت ماه آینده، شاهد قیمتهای زیر 50 دلاری هم خواهیم بود. به این ترتیب ماه عسل نسبتا طولانی کمپانیهای غولپیکر نفتی، عاقبت به پایان میرسد و اکنون این کمپانیها (که از قضا اغلبشان هم آمریکایی هستند) باید خود را برای روزهای سختی که در پیش خواهند داشت آماده کنند.
ادامه مطلب
در یكی از نمایشگاههای كامپیوتری كه اخیرا برگزار شده بود بیل گیتس موسس مایكروسافت و ثروتمندترین مرد جهان، صنعت كامپیوتر را با صنعت اتومبیل مقایسه و ادعا كرد:
اگر تكنولوژی جنرال موتورز با سرعتی مانند سرعت پیشرفت تكنولوژی كامپیوتر پیشرفت كرده بود امروز همه ما ماشینهایی سوار میشدیم كه قیمتشان 25 دلار و مصرف بنزینشان 4 لیتر در هر 1000 مایل بود!
جنرال موتورز هم در جواب بیل گیتس اعلام كرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مایكروسافت پیشرفت كرده بود این روزها ما ماشینهایی با این مشخصات سوار میشدیم:
1- كیسه هوا(airbag) قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما میپرسید:
Are you sure?!
2- بدون هیچ دلیلی ماشین شما در روز دو بار تصادف میكرد!
ادامه مطلب
با توجه به ارایه كلیات طرح موسوم به "تحول اقتصادی" از جانب ریاست محترم جمهور، اشاره به برخي نكات در مورد كلیات مطرح شده را خالي از فايده نميبينم. بديهيست كه با توجه به ابهامات گسترده موجود در طرح مذكور، نكات زير قابليت بالقوه زيادي را براي تكميل بيشتر دارا هستند كه ان شاء... با ارائه جزئيات بيشتري از طرح مذكور، قابليت طرح آنها ايجاد خواهد شد:
الف) مهمترین جزء در بین اجزای هفتگانه طرح مذكور، «اصلاح نظام پرداخت یارانهها» و در واقع «نقدی كردن پرداخت یارانهها» میباشد. اجزای دیگر این طرح هم كمابیش به منزله تكمیل "اصلاح نظام پرداخت یارانهها" محسوب میگردند. مثلا طرح اصلاح مالیاتها در اصل اشاره به این دارد كه پس از نقدی شدن یارانهها، باید درآمدهای مالیاتی دولت نیز به نحوی اصلاح گردد كه دولت هم بتواند به تدریج با تكیه كمتری به درآمدهای نفتی خود را اداره كند. طرح اصلاح پولی هم به طور اجمالی بیانگر آنست كه پس از آزادسازی قیمت كالاهای مشمول یارانه، در اولین سال تورمی در حدود 53 تا 65 درصد را در اقتصاد كشور شاهد خواهیم بود و پس از وقوع این تورم و كاهش ارزش پول ملی میتوان مانند تركیه دو یا سه صفر را از پول ملی حذف نمود. طرح اصلاح ارزش پول ملی هم اشاره به این دارد كه پس از نقدی شدن یارانهها، مقدار زیادی ارز به بازار تزریق میگردد و برای برقراری مجدد تعادل در بازار ارز، باید نرخ ارز مثلا تا حدود 600 تومان پایین بیاید. در مورد طرح اصلاح گمركی هم میتوان این طور گفت كه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد قیمت برخی كالاها، باید امكان انجام آسانتر واردات كالا ایجاد گردد تا دستكم قیمت كالاهای قابل تجارت (Tradable)، نتواند جهش زیادی داشته باشد و نتواند از قیمتهای جهانی بالاتر رود.
ب) یكی از نكات قابل تامل در كلیات طرح مذكور آنست كه حتی در شرایط فعلی هم هزینههای تولیدكنندگان ایرانی بنابه دلایل متعددی از جمله شكل پرایراد فعلی قانون كار، بسیار بالاست و بالتبع با حذف یارانههای پرداختی به بخش تولید، قیمت تمام شده تولیدكنندگان ایرانی به شدت بالاتر خواهد رفت. در این شرایط قاعدتا باید قیمت ارز بالاتر رود تا قیمتهای كالاهای خارجی رقیب هم افزایش یابند و قدرت رقابت تولیدكندگان ایرانی چه در بازار داخلی و چه در بازارهای خارجی حفظ گردد؛ اما در این طرح به جای افزایش نرخ ارز، كاهش نرخ ارز پیشبینی شده است! در واقع تولیدكننده ایرانی از یك طرف (به خاطر حذف یارانهها) با افزایش قیمت تمامشده خود روبهروست و از طرف دیگر هم با كاهش قیمت محصول رقبای خارجی خود (به خاطر كاهش نرخ ارز) مواجه میباشد!
ادامه مطلب
لطفا اول به این جملات به نقل از آقای میردامادی توجه کنین:
" ... ما در اين انتخابات تمام تلاشمان حفظ ائتلاف اصلاحطلبان با محوريت آقاي خاتمي بود که گمان ميکنيم بزرگترين دستاورد ما هم همين امر بود. اگرچه با توجه به همه محدوديتها و تنگنظريها و رد صلاحيتها نتايج کسب شده در حوزههايي که ائتلاف اصلاحطلبان در آنها کانديدا داشت، نتايج قابل قبولي است و در شرايط انتخابات آزاد و عادلانه با تعميم اين نتايج به سراسر کشور ميتوان مدعي بود که اصلاحطلبان به طور قطع اکثريت مطلق مجلس هشتم را در اختيار ميگرفتند.. ."
با خوندن این جملات به این نتیجه میرسیم که آقای میردامادی معتقدند انتخابات در ایران حزبی برگزار میشه یعنی مردم ما ( مثل مردم آمریکا ! ) حرفهای احزاب مختلف ( مثلا حزب مشارکت و حزب اصولگرایان) رو گوش میدن و بعد از مقایسه کردن اون حرفها و در نظر گرفتن مزایا و معایب هر کدوم تصمیم میگیرن و یکی از حزبها رو انتخاب میکنن. شاید عقیده ایشون در مورد شهرهای بزرگ درست باشه ولی بعد از تجربه شخصی که در یکی از استانهای شمالی داشتم به نظرم این عقیده مثل یه لطیفه خیلی خنده داره. شاید این عقیده از این ناشی میشه که ایشون فکر میکنن حوزه های انتخاباتی یعنی فقط تهران و اصفهان و شیراز.
واقعیت اینه که بخش اعظمی از مشارکت کنندگان در انتخابات رو مردم ساکن شهرهای کوچک و روستاها تشکیل میدن. برای مثال در همین حوزه ای که من برای کمک به یکی از آشنایان رفته بودم ( البته به طور کاملا اتفاقی) درصد مشارکت مردم عدد باور نکردنی 83 درصد بود. پس اگه بعد از هر انتخاباتی دیدین که درصد شرکت ملی با صندوق های خالی که در تهران و دیگر شهرهای بزرگ نظاره کردین مطابقت نداره، تعجب نکنین یا بحث تقلب رو سریع پیش نکشین چون همانطور که گفتم مشارکت کنندگان اصلی ( یا حماسه آفرینان به قول صدا و سیما ) خارج از شهرهای بزرگ قرار دارن.
البته حرفهایی كه خواهم گفت، بر اساس مشاهدات من در یکی از حوزه های يكي از استانهای شمالیه ولی چون بافت جمعیتی خیلی از حوزه های دیگه کشور هم شبیه بافت جمعیتی این حوزه است، میشه با صحت قابل قبولی تعمیمش داد.
حالا ببینیم مکانیزم انتخابات و نیز علت مشارکت بالای مردم در این مناطق چیه :
ادامه مطلب
هنوز ۴۸ ساعت از نوشتن پست قبلی نگذشته بود، که ناگهان ورق برگشت و با اقبال گسترده ابرنماینده ها (Super deligates) به سمت اوباما، برای اولین بار در طول تاریخ، یكی از دو حزب مهم ایالات متحده، یك آفریقاییتبار را به عنوان كاندیدای رسمی خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی كرد . انگار Super deligate ها پست قبلي من را خوانده بودند و نخواستند بيش از اين آب به آسياب مككين (كانديداي جمهوريخواهان) بريزند!

طرفه آنکه در جنگ داخلی آمریکا در اواسط قرن ۱۹، حزب دموکرات مخالف الغای برده داری بود و حاضر شد به خاطر دفاع از استمرار برده داری درگیر یک جنگ خونین چهارساله شود. حتی بعد از شکست در جنگ مذکور هم حزب دموکرات برای حدود نیم قرن و تا آغاز قرن بیستم همچنان به مخالفتش با الغای برده داری ادامه داد. برای اطلاعات بیشتر میتوانید اینجا و اینجا (به زبان فارسی) و این مطلب و این مطلب را (به انگلیسی) ببینید.
بالاخره کلینتونها (بیل و هیلاری) زهرشان را ریختند و از یکسو با اعمال مجدد آرای دو ایالت فلوریدا و میشیگان، و از سوی دیگر با استفاده ابزاری گسترده از مذهب در انتخابات درون حزبی ایالت "پورتوریکو"، مانع از معرفی اوباما به عنوان کاندیدای نهایی حزب دموکرات شدند. بنابراین تعیین کاندیدای نهایی دموکرات ها دستکم تا دو ماه دیگر به تعویق افتاد. به این ترتیب اوباما هم در جمع آوری کمک های مالی و هم در سازماندهی ستادهای انتخاباتی اش به شدت دچار مشکل خواهد شد و در نتیجه شانس جمهوریخواهان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آبان ماه باز هم بالاتر خواهد رفت. رفتار هیلاری و همسرش دقیقا مصداق این ضرب المثل فارسی بود که :«دیگی که برای من نمیجوشد همان بهتر که اساسا نجوشد!» در واقع کلینتون ها وقتی که دریافتند شانس انتخاب "هیلاری" بسیار ناچیز است، ترجیح دادند تمام تلاش خود را برای تضعیف هرچه بیشتر "اوباما" به کار گیرند . . .
پینوشت :
۱) از چند روز قبل خودم را آماده کرده بودم تا امروز (با انصراف قابل انتظار "هیلاری و معرفی رسمی"اوباما" به عنوان کاندیدای نهایی دموکراتها)، پستی را به همین مناسبت بنویسم. دوتا پست آماده کرده بودم : اولین پست به ارتباط بین رای آوردن اوباما و سقوط قیمتهای جهانی سوخت و ارتباط این سقوط قیمتها با اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران میپرداخت (قبلا هم در اين پست اجمالا به این مساله اشاره کرده بودم). پست دوم هم به تاریخی بودن این اتفاق یعنی انتخاب یک سیاهپوست به عنوان یکی از دو کاندیدای اصلی انتخابت ریاست جمهوری آمریکا مربوط میشد. در آغاز پست دوم یک عکس مربوط به اوایل دهه 60 میلادی بود که ممنوعیت آب خوردن سیاهپوستان را از آبسردکن های عمومی نشان میداد. بالای آبسردکن نوشته بود "فقط مخصوص استفاده سفیدپوستان" و در فاصله یکی دومتری هم یک شیر معمولی آب بود که بالایش نوشته شده بود : "مخصوص رنگينپوستان" . . .
اما افسوس كه هر دو پست سوخت شدند :((
۲) یک ستون جدید هم برای نوشته های خودمانی تر به این وبلاگ اضافه شد. در واقع این پست های خودمانی تر در یک وبلاگ دیگر ثبت میشوند، اما در ستونی که در سمت جنوب غربی همین وبلاگ باز شده هم نمایش داده میشوند. از دوست ارجمندی که هم ایده راه اندازی این ستون را مطرح کرد و هم زحمت طراحی آن را بر عهده گرفت، صمیمانه سپاسگزارم.
بالاخره بعد از چند سال تعطيلي، اولين شماره سري جديد هفتهنامه «گلآقا»، شنبه هفته قبل(28ارديبهشت) در كيوسكهاي روزنامهفروشي رويت شد. بعد از چندسالي كه شنيدن نام «گلآقا» هميشه حس نوستالژيكي را در من ايجاد ميكرد، حالا شنيدن خبر چاپ دوباره آن باعث شد كه من هم جوگير شوم و پستي به سبك گلآقا بنويسم؛ البته به خيال خودم!
اين پست سه قسمت دارد و هر قسمت آن را به تقليد از يكي از بخشهاي گلآقاي سنتي(Traditional)! نوشتهام:
۱) شوخی با شعار شعرگونه گلآقا:
يك زبان دارم، دوتا دندان لق ميزنم تا ميتوانم حرف حق . . .
اينم يه كوچولو كه ادعا ميكنه خيلي عشق گلآقاداره!

ب) [مثلا] طنز سياسي :
به نقل ازخبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا)، روزنامه رسالت و امثالهم!
ما هم تصمیم گرفتیم که درباره نتایج نظرسنجی فوق، یک نظرسنجی در بین تعدادی از دانشجویان انجام دهیم؛ که نظرات بعضی از اونها به شرح زیر بود:
یک دانشجوی چپگرا: نتیجه این نظرسنجی، منو یاد این حرف از مرحوم استالین میاندازه که یه وقتی گفته بود: «بعضیها برای پیشبینی نتایج انتخابات، در بین "رایدهندگان" نظرسنجی میکنند؛ این کار کاملا اشتباه است؛ برای پیشبینی نتایج هر انتخاباتی، باید در میان "شمارندگان آرا" نظرسنجی شود!» من فکر میکنم که نتیجه 1/84 درصدی نظرسنجی "ایرنا" کاملا درست بوده، اما "ایرنا" برای پیشبینی بهتر نتایج انتخابات، نظرسنجی خودش رو ظاهرا در بین افرادی انجام داده که قراربوده رایهای انتخابات مجلس رو بشمارند!
یک رتبه تک رقمی کنکور: از نتایج آماری نظرسنجی فوق، یک نتیجه قاطع میشه گرفت؛ اینکه حدودا 9/15 درصد از ساکنان شهرهای تهران و مشهد و اصفهان و شیراز و . . . ، جگر شیر دارند!
یک دانشجوی بسیجی: «دیدید»؟! دیدید که مردم نه تورم و نه بیکاری و نه . . . را به اندازه "اعتقاد به ولایت فقیه" در رای دادنشان تاثیر نمیدهند؟! اون 1/15 درصد هم مطمئن باشین افرادی هستن که اساسا هیچوقت در انتخابات ها رای نمیدن.
و بالاخره الف.میم : 1/84 درصد از رای دهندگان شهر تهران تقریبا میشه 3/5 میلیون نفر(البته بنابر آمارهای وزارت کشور و شورای نگهبان). اگه اشتباه نکنم در انتخابات ریاست جمهوری نهم(سال 84)،شورای شهر سوم(سال85)، مرحله اول مجلس هشتم(86)، و مرحله دوم مجلس هشتم(87) ، تعداد آرای غیر باطله به ترتیب 7/2، 7/0، 6/1، و 6/0میلیون نفر بوده که مجموعش میشه 6/5 میلیون نفر. تفسیرش دیگه با خود شما (آخه من جزء اون 9/15 درصدی که جگر شیر دارند نیستم!)
ادامه مطلب
چند روز پیش، داشتم به یکی از دوستان میگفتم که با تحلیلهای من، اگر «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا شود، سقوط شدید قیمت نفت را خواهیم داشت. اما دوست اندیشمندم، قاطعانه با تحلیل های من مخالفت بود و برای مخالفت خود، دلایل جالب و بعضا بامزهای هم ارائه می کرد؛ دلایلی که سطح عقلانیتشان چندان فراتر از تحلیلهای «کارشناسان اقتصادی صدا و سیما» نبود! یکی از استدلالهای او هم این بود:
« در گذشته، دولتهای غربی همواره حامی قاطع هرچه پایینتر آمدن قیمت نفت بودند. اما در این چند سال اخیر که قیمت نفت دچار افزایش شدید شده، دولتهای مذکور دیدهاندکه با افزایش قابلتوجه درآمد ناشی از "مالیات بر سوخت(اعم از بنزين و گازوييل و نظاير آن)"، درآمدهای مالیاتیشان خیلی خیلی بالاتر رفته و لذا دولتهای غربی هم تدریجا طرفدار افزایش قیمت نفت شدهاند. بنابراین کشورهای غربی دیگر به این سادگیها با کاهش قیمت نفت موافقت نخواهند نمود!»
من به عنوان یک دانشجوی بسیار آماتور اقتصاد، در مورد استدلال فوق چند نکته زیر به ذهنم میرسد (درصورت ضیغ وقت، میتوانید فقط مورد «د» را بخوانید):
ادامه مطلب
نمردیم و مقلد هم پیدا کردیم؛ البته مقلدي كه اجتهاد ما را فقط در حد تجزي قبول دارد! چند وقت پیش، یکی از دوستان (که اتفاقا از خانواده اي بسيار مذهبي هم هست)، تلفن زد و به من گفت قصد دارد با یک نفر که کارش «واردات مبلمان» است، شریک شود. اما در این مورد سوالی برایش پیش آمده بود که میخواست آن را با من مطرح کند. سوال دوستم این بود : حکم شرعی سودی که از بابت سرمایهگذاری در «واردات مبل» بدست میآورد چیست؟!
یکوقت خیال نکنید که این دوستم از آن خشکه مقدسهای بیسواد بود ها! اتفاقا برعکس، او هم به حد کافی روشنفکر است و هم دانشجوی ارشد مدیریت MBA، اما تحت تاثیر جو حاکم بر جامعه این سوال به ذهنش رسیده بود. در واقع پیشفرض او این بود که با واردات مبل، باعث میشود که حجم کل واردات کشور ولو به اندازه سر سوزنی بالا برود. به این ترتیب تعدادی شغل(ولو به تعداد بسیار ناچیز) از ایران به خارج از کشور منتقل میشود. از طرف دیگر واضح و مبرهن است که ما ایرانیان، تنها مردمی در جهان هستیم که ایمان واقعی داریم و برعکس، مردم دیگر کشورها، اغلبشان مورد غضب پروردگارند و آتش جاودانه دوزخ برایشان لحظهشماری میکند! بنابراین طبیعیست که کمک به انتقال تعدادی شغل از جامعه مومنین به جامعه کفار، از حیث شرعی شبههناک باشد! در نتیجه دوستم به من تلفن زده بود تا به عنوان یک دانشجوی اقتصاد در این زمینه نظر بدهم . . .
من با دوستم درباره درست یا غلط بودن این پیشفرضها هیچ صحبتی نکردم. هیچ حرفی هم درباره حلال، حرام، مکروه یا . . . بودن «سرمایهگذاری در واردات مبل» نزدم. اما از دیدگاه علم اقتصاد، توضیحاتی را برایش گفتم که در نهایت ظاهرا توانستم مساله را تا حدی برایش حلاجی کنم. بعد هم تصمیم گرفتم بخشی از آن توضیحات را در اینجا بنویسم؛ شاید برای شما هم جالب باشد :
ادامه مطلب
درآمد (بی ارتباط به ادامه مطلب) :
با توجه به شکست سنگین اصلاحطلبان ( آن هم با نتیجه 11 بر صفر!) ، و با توجه به انتخاباتی بودن پست قبلی من، شاید انتظار این بود که این پست هم درباره انتخابات باشد. اما برای اینکه اگر چیزی درباره انتخابات اخیر مینویسم، کمتر احساساتی، و بیشتر عقلانی باشد، لذا تصمیم گرفتم که دستکم تا دو هفته ای درباره این انتخابات کذا هیچ چیزی ننویسم. اما نکته جالب آنکه یکی از دوستان ارجمند و فرهیخته ام (که از حامیان پر و پا قرص تحریم انتخابات هم هست)، حدود ساعت 10 صبح شنبه، به من sms زد و با لحنی کنایه آمیز، «پیروزی مومنین» (به پست قبلی مراجعه شود) را به من تبریک گفت! بد نیست یادآوری کنم که در پست قبلی، من گفته بودم که با وجود همه انتقادهایم به سیستم انتخاباتی فعلی، در انتخابات دور دوم مجلس رای میدهم؛ حالا هم بعد از مشخص شدن شکست سنگین اصلاحطلبان، ایشان داشت با لحنی طعنهآمیز به من میگفت که دیدید هم در انتخابات شرکت کردید و هم باختید و هم . . .
به هر حال فعلا که علیالحساب ما با ید از جانب هر دو گروه گوشه و کنایه بشنویم؛ آن هم دو گروهی که احتمالا هیچ نقطهنظر مشترکی بجز همین یک مورد (یعنی گوشه کنایه به من و امثال من ) ندارند! اما به هرحال همانطوری که گفتم، ترجیح میدهم که اگر هم پستی در این زمینه مینویسم، حتیالمقدور از احساسات به دور باشد و لذا باید فعلا مدتی صبرکنم تا فضای حاصله از انتخابات جمعه، قدری آرام شود و بعد احیانا مطلبی در این باره بنویسم.
با این تفاسیر، عجالتا مابقی این پست به مطلبی کاملا شخصی است که به 2 درس از درسهای من در این ترم و ترم قبل میپردازد؛ یکی «اقتصاد کلان» دکتر نیلی، و یکی هم «اقتصادسنجی» دکتر هاشمی. البته قبول دارم که احتمالا این مطلب صرفا ممکن است برای برخی از همکلاسی هایم ، و یا احیانا برخی افرادی که میخواهند امسال در کنکور ارشد، اقتصاد شریف را انتخاب کنند، جالب باشد و لا غیر . . .
ادامه مطلب
