ظاهرا فردا بازهم انتخابات داريم؛ از همان انتخاباتهايي كه بسياري از آنها در عمل، حتي به اندازه يك نظرسنجي معتبر انجام شده در كشور هاي دموكراتيك هم، منشا ايجاد تغيير و تحول در جامعه نيستند. براي مثال، من نوعي كه به طرح «مبارزه با بدحجابي و مفاسد اجتماعي» معترضم، من نوعي كه در زمینه فقرزدایی، حامی استفاده از ثمرات تجربههای موفق جهانی (مثل «بيمه بيكاري» و نظایر آن) هستم، من نوعي كه نميخواهم مهم ترين صادرات غير نفتي كشورم (البته بعد از صادرات انقلاب!)، صادرات مرغوبترين مغزها و متخصصين رشتههاي مختلف به اقصا نقاط دنيا باشد، من نوعی که نمیخواهم کشورم در عرصه دیپلماسی مجری یک سیاست خارجی "دن کیشوت- مآب" باشد، من نوعي كه اصلا فقط حاضرم قناعت كنم به حق بيان چنين اعتراضات و نظراتي، آن هم به مسالمتآميزترين وجه ممكن، واقعا نميدانم كه چرا در انتخابات فردا حتي يك نفرهم نيست كه ولو در حرف، خود را نماینده انديشههاي امثال من بداند.
گو اينكه ميدانم امثال من چه در انتخابات فردا راي بدهند و چه راي ندهند، چه راي باطله به صندوق بريزندو چه به برخي از هنرپيشگان اين نمايش تلخ راي بدهند، در همه اين حالتها، از صبح عليالطلوع فردا تا روزها و بلكه هفتهها بعد، رسانههاي رسمي كشور، به طور مداوم و مكرر، عمل آنان را(چه تحريم و چه شركت و چه . . .) به مثابه رضايت و حمايت عامه مردم ايران از روند جاري در كشور تفسير خواهند نمود.
اما اين را هم بگويم كه من در انتخابات فردا قطعا راي خواهم داد و سعي خواهم كرد تا با فرض آنكه راي من ضريب صدهزار دارد(فرضي غير واقعي كه مناسبتر از آن را تا به امروز براي معنا يافتن «كنش اخلاقي در عرصه اجتماعي» نيافتهام)، به افرادي راي دهم كه راي آوردنشان را باعث انحرافي ولو كوچك در روند جاري حاكم بر اداره كشورم ميبينم. به چنين افرادي راي خواهم داد، حتي اگر ارزیابی بسیار منفیای از افکار و از شخصیتشان داشته باشم؛ و حتی اگردر موقع نوشتن اسمشان بر روي برگه راي نيز، حس چندشآوري سراسر وجودم را فراگرفته باشد. براي اين كار خود(كه آن را كنشي كاملا اخلاقي ميدانم) نيز دلايلي دارم كه شرحشان نسبتا مفصل است؛ اما يكي از آنها همانيست كه در پاراگراف قبلي به آن اشاره کردم!
اما آنچه خمیرمایه اصلی نوشتن این پست بود، مسیجی بود که دیشب به دستم رسید. متن مسیج (بدون یک کاراکتر کم و زیاد) این بود:
مومنین!
بارای به11 نامزد
اصولگراپیروزی را
تکمیل کنید/حزب
موتلفه اسلامی
فرستنده:
Motalefeh
پینوشت: یادم هست که در مرحله اول انتخابات، وقتی که برای رای دادن به یک مسجد رفته بودم، آقای A به آقای B (بعد از رای دادن) گفت: «حاجآقا، قبول باشه»! به هر حال معلوم است این ائمه جماعات مساجد چطور چنین «مومنین» شاخصی را تربیت میکنند؛ مومنینی که نه در شبهای جمعه دعای کمیلشان قطع میشود، نه در محرم عزاداریشان، و نه در روزهای انتخابات . . .
